خواجه نصير الدين الطوسي
156
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
بهترين « انواع آن » « 1 » عدسى بود . و دانههاء او به قدر دانهاء ماش باشد « 2 » . و برنگ سرخ بود « 3 » . در داروهاء چشم به كار دارند ، و بر جراحتها پراكنند « 4 » . فصل « در معرفت » « 5 » حجر القمر « و خواصّ او » « 6 » يعنى سنگ ماه . و عرب آن را بزاق القمر 50 خوانند ( و ) سنگ « 7 » عسلى نيز [ گويند ] . بوقتى كه ( ماه ) در زيادت باشد ، چون بر مصروع بندند سود دارد . و درختى كه بار نياورد ، چون برو بندند بار گيرد « 8 » . « و زن كه حامله نشود چون برو بندند حامله شود » « 9 » ( و ) بعضى گويند برو « 10 » نقطهايست كه بوقت افزونى ماه مىافزايد « 11 » . و بكاستن ( ماه ) مىكاهد ، و خردتر مىشود . فصل در معرفت حجر كركى و خاصّيّت او « 12 » [ كركى ] سنگى « 13 » سفيدست ، طبع او سرد و خشك « 14 » و در
--> ( 1 ) - در - ج ، ن - نيست ( 2 ) - ب ، ج ، ن : باشند ( 3 ) - ( بود ) فقط در - ع است ( 4 ) - ب ، ج ، ن ، م : و بر ريشهاى جراحت كنند ( 5 ) - در - ج ، ن - نيست ( 6 ) - ع ، ب : و خاصيت او ( ب : آن ) ( 7 ) - م : و سنگ - ج ، ن ، ب : و سنگى ( 8 ) - ج ، ن : بار نگيرد ( 9 ) - فقط در - ع - است ( 10 ) - م : كه برو ( 11 ) - ب : مىافتد - و افزوده : ( و در وقت افزونى ماه نقطه مىافزايد ) ( 12 ) - ب : الكركى و خواص آن - م : در ذكر حجر كركى و خواص او ( 13 ) - م : و آن سنگى ( 14 ) - ب : و طبع او سرد و خشك است .